به دو تصویر زیر نگاه کنید. تصویر اول، مونالیزا، اثر مشهور لئوناردو داوینچی است؛ شاهکاری که قرنهاست در تاریخ هنر جایگاهی ویژه دارد. تصویر دوم، بازآفرینی همین اثر با هوش مصنوعی است.

شکل 1: مونالیزا، اثر لئوناردو داوینچی؛ موزه لوور - فرانسه.

شکل 2: بازآفرینی مونالیزا با هوش مصنوعی Chat GPT.
کدامیک را زیباتر میدانید؟ و کدامیک ارزش هنری بیشتری دارد؟
شاید پاسخ برای بسیاری از ما روشن باشد. تصویر اول نهتنها به دلیل ویژگیهای بصریاش، بلکه به واسطه نام داوینچی، تاریخ خلق آن و جایگاهش در حافظه فرهنگی ما ارزشمند است. در مقابل، تصویر دوم ممکن است نمونهای از توانایی یک فناوری جدید به نظر برسد. اما آیا این تفاوت در ارزیابی ما صرفاً از ویژگیهای تصاویر ناشی میشود، یا اطلاعاتی که درباره خالق آنها داریم نیز بر قضاوت ما اثر میگذارد؟
این پرسش یکی از موضوعات مهم در زیباییشناسی تجربی و روانشناسی شناختی هنر است، حوزههایی که میکوشند با روشهای تجربی توضیح دهند چگونه ادراک، شناخت، تجربه و اطلاعات زمینهای در ارزیابی آثار هنری نقش دارند.
پسند، زیبایی و ارزش هنری سه متغیر متفاوتاند
در زیباییشناسی تجربی، ارزیابی هنر معمولاً با یک پرسش منفرد سنجیده نمیشود. پژوهشگران ممکن است از شرکتکننده بپرسند تا چه اندازه تصویری را دوست دارد (liking)، آن را چقدر زیبا میداند (beauty)، تا چه حد آن را عمیق یا معنادار ارزیابی میکند (profundity) یا چه ارزش مالیای برای آن قائل است (worth). این معیارها با یکدیگر ارتباط دارند، اما قابل جایگزینی نیستند.
برای مثال، ممکن است تصویر از نظر ترکیببندی و رنگ جذاب باشد، ولی مخاطب آن را فاقد معنای شخصی بداند. در مقابل، اثری با جذابیت بصری کمتر ممکن است به دلیل روایت، زمینه تاریخی یا ایده مفهومی خود ارزشمند تلقی شود. بنابراین، اگر پژوهشی تنها از مخاطبان بپرسد کدام تصویر زیباتر است؟، نمیتوان نتیجه آن را مستقیماً به ارزش هنری یا جایگاه فرهنگی آثار تعمیم داد.
پژوهش Bellaiche و همکاران در سال ۲۰۲۳ این تمایز را بهصورت تجربی بررسی کرد. در این پژوهش، مجموعهای از تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی به شرکتکنندگان نشان داده شد؛ اما برچسب خالق تصاویر بهصورت تصادفی «انسان» یا «هوش مصنوعی» تعیین میشد. بنابراین، پژوهشگران میتوانستند اثر اطلاعات مربوط به خالق را از ویژگیهای بصری خود تصاویر جدا کنند.
همانطور که شکل 3 نشان میدهد، تصاویر دارای برچسب انسانی در هر چهار معیار امتیاز بالاتری دریافت کردند. بااینحال، اندازه این اختلاف در معیارهای مختلف یکسان نبود. بر اساس شاخص اندازه اثر استانداردشده Cohen’s d، تفاوت در پسند اثر 17/0 و در زیبایی 22/0 بود، درحالیکه این مقادیر برای عمق معنایی به 47/0 و برای ارزش مالی ادراکشده به 61/0 رسید. بر مبنای معیارهای متداول تفسیر این شاخص، اختلاف در دو معیار نخست کوچک بود، اما در عمق معنایی به محدوده متوسط نزدیک شد و در ارزش مالی ادراکشده، تفاوت قابل توجهی داشت. این الگو نشان میدهد که اطلاعات مربوط به خالق، علاوه بر پسند و زیبایی ظاهری، میتواند بر برداشت مخاطب از معنای اثر و ارزش اقتصادی آن نیز تأثیر بگذارد.

شکل 3: مقایسه 4 معیار زیبایی، دوست داشتن، ارزش مالی و عمق یا معناداری میان تصاویر دارای برچسب انسانی و تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی.
وقتی منشأ اثر را نمیدانیم، کدام را انتخاب میکنیم؟
برای بررسی ترجیح بصری بدون دخالت اطلاعات مربوط به خالق، میتوان از طراحی دیگری استفاده کرد. دو اثر با ویژگیهای نسبتاً مشابه به مخاطب نشان داده میشوند، اما نام یا منشأ هیچکدام اعلام نمیشود.
Quek و Varlet در پژوهشی منتشرشده در سال ۲۰۲۴، ۵۰ اثر هنری انسانی و ۵۰ تصویر تولیدشده با مدل DALL·E 2 را بررسی کردند. تصاویر از نظر سبک، رنگ و ترکیببندی تا حد امکان با یکدیگر تطبیق داده شده بودند. در بخش نخست پژوهش، ۱۲۷ شرکتکننده باید از میان جفتتصاویر نشان داده شده در شکل 4، اثری را انتخاب میکردند که بیشتر میپسندیدند. در بخش دیگری با ۱۳۷ شرکتکننده، مسئله تشخیص منشأ تصاویر بررسی شد.
نتایج این پژوهش نشان داد که در مقایسه مستقیم تصاویر، شرکتکنندگان بدون اطلاع از منشأ آثار، تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی را بهطور معناداری بیشتر ترجیح دادند. در بخش دیگری از پژوهش، شرکتکنندگان باید تشخیص میدادند کدام تصاویر را هوش مصنوعی تولید کرده است. دقت آنها در این تشخیص بهطور معناداری از ۵۰ درصد، یعنی احتمال انتخاب درست از طریق حدس تصادفی، بیشتر بود.
این نتایج نشان میدهد که بیشتر پسندیدن یک اثر لزوماً به معنای ناتوانی در تشخیص منشأ آن نیست. شرکتکنندگان در مقایسه مستقیم، آثار هوش مصنوعی را بیشتر انتخاب کردند و در عین حال، توانستند با دقتی فراتر از شانس، برخی آثار تولیدشده با هوش مصنوعی را از آثار انسانی تشخیص دهند. بنابراین قابلیت تشخیص منشأ اثر و ترجیح زیباییشناختی آن دو موضوع جداگانهاند.

شکل 4: جفتتصاویر شامل 50 اثر هنری انسانی و ۵۰ تصویر تولیدشده با مدل DALL·E 2 که در پژوهشی در سال 2024 برای بررسی ترجیح بصری بدون دخالت اطلاعات مربوط به خالق، مورد استفاده قرار گرفتند.
آیا اطلاعات زمینهای همیشه به ضرر هنر هوش مصنوعی است؟
اطلاعات مربوط به منشأ اثر فقط نام خالق نیست. آگاهی از نحوه آموزش مدل، منابع داده، میزان دخالت انسان در فرایند تولید یا شرایط عرضه و فروش نیز ممکن است بر قضاوت مخاطب اثر بگذارد. در اینجا باید میان ارزیابی زیباییشناختی و ارزیابی اخلاقی تمایز گذاشت: ممکن است فرد تصویری را زیبا بداند، اما نسبت به شیوه تولید یا کسب درآمد از آن اعتراض داشته باشد.
پژوهش Bara، RamseyوCrossدر سال ۲۰۲۵ در مجله Cognition، این مسئله را در سه آزمایش ازپیش ثبت شده بررسی کرد. نتایج نشان داد که اطلاعات واقعی درباره فرایندهای پشتصحنه سیستمهای هوش مصنوعی، در برخی شرایط، پذیرش اخلاقی و جذابیت زیباییشناختی آثار را کاهش میدهد. مثلا در زمینههایی مرتبط با کسب درآمد یا اعطای جایگاه هنری به آثار. بااینحال، ارائه اطلاعات بیشتر درباره موفقیت هنر هوش مصنوعی تغییر روشنی در داوری اخلاقی ایجاد نکرد. این نتایج یادآوری میکنند که واکنش مخاطب به هنر هوش مصنوعی الزاماً بازتاب یک ترجیح زیباییشناختی ثابت نیست. داوری میتواند تحت تأثیر اطلاعات مربوط به فرایند تولید، پرسشی که از مخاطب مطرح میشود و معیاری که برای ارزیابی انتخاب شده است، تغییر کند.
پس مردم کدام را بیشتر میپسندند؟
پژوهشهای تجربی فعلاً از یک پاسخ واحد برای تمام موقعیتها پشتیبانی نمیکنند. در برخی مطالعات، وقتی منشأ تصاویر اعلام نمیشود و مخاطبان میان آثار انتخاب میکنند، آثار هوش مصنوعی بیشتر انتخاب شدهاند. در برخی دیگر، هنگامی که تصویر یکسان با برچسب انسانی یا هوش مصنوعی معرفی میشود، برچسب انسانی امتیاز بالاتری ایجاد کرده است. همچنین، اختلاف ارزیابی در معیارهایی مانند عمق معنایی و ارزش مالی میتواند بیشتر از معیارهایی مانند زیبایی یا پسند باشد.
بنابراین، عبارت کلی «مردم هنر انسانی را بیشتر دوست دارند» یا «هنر هوش مصنوعی را ترجیح میدهند» بدون مشخصکردن روش پژوهش، معیار داوری، نوع تصاویر و اطلاعات ارائهشده به مخاطب، نتیجهای بیش از اندازه کلی است. پرسش دقیقتر این است که در چه شرایطی، بر اساس کدام معیار و با چه اطلاعاتی، مخاطبان آثار انسانی یا آثار تولیدشده با هوش مصنوعی را ترجیح میدهند؟
یک افشاگری کوچک!
هر دو تصویری که در ابتدای این مقاله دیدید، با هوش مصنوعی تولید شده بودند. تصویر اول نیز صرفاً بازآفرینیای بود که مونالیزا را به یاد میآورد، نه اثر اصلی داوینچی.
اکنون آیا پاسختان به انتخاب اثر زیباتر تغییر میکند؟